خانه

محمود داوودی

 
 

هتلی در روسيه

 

 

 

 

روبل ها را

روی پيشخان بار گذاشتم

و کنياک بدمزه‌ی بدل را

بخشيدم

به پتر ايوانوويچ

نقاش گمنام

که با حيرت

به ساعت مچی‌ام نگاه می کرد

 

در تالار کهنه‌ی آينه ها

فاحشه ها عبور می کردند

- جیوه های سیاهِ عطرآلود-

 

زانو زدم

-دوستت دارم سونيا*

 

آه برادر بزرگ من

فيودور داستايوسکی

 

مسکو، زمستان ۹۱

 

*سونيا، قهرمان رمان جنايت و مکافات

که فاحشه است.

 

از نشريه‌ی سنگ شماره‌ی ۱۰