|
شعرهایی را
برگزیدهام
که دست کم از
جهاتی برای
من تازگی
داشتهاند.
یا فورم تازهای
را به کار
گرفتهاند؛
یا بعدی تازه
از معنایی را
بیان کردهاند؛
یا به سراغ «سفارش»
های بزرگ
اجتماعی
رفتهاند؛ و
یا صمیمیتِ
پردهدرانه
و
غافلگیرکنندهای
داشتهاند.
کوتاه سخن
اینکه پارهای
از ویژهگی
های شعر
برونمرزی را
داشته اند.
شعر برونمرزی
در شاخههای
اصلیاش به
معنای واقعی
کلمه،
تابوشِکن و
سرکش و
پرسشگر است.
*
به سبب
پراکندگی
جغرافیایی
شاعران، به
همهی آثار
منتشر شده در
زمینهی شعر
دسترسی
نداشتهام.
اینست که
دستم در
گزینش
بهترین آثار
شاعران برونمرزی
باز نبوده
است. دایرهی
پخش و گردش
کتابهای شعر
محدود بوده
است و
شورمندانه،
بسیاری از
شاعران،
هنوز پایگاه
اینترنتی
ندارند. در
نتیجه چه بسا
شعرهای خوبی
که در این جنگ
نیامده است.
پس این جنگ،
تنها و تنها،
آنتولوژیی
کوچک از شعر
برونمرزیست
و بس. و
امیدوارم که
رفته رفته
کاستی هایش
برطرف شود.
*
از برخی
شاعران با
سابقهی
نیمایی هم
شعرهایی در
این جنگ آمده
تا
خوانندگان
با نمونهی
کارهای تازهی
آنان آشنا
شوند:
کسانیکه در
زمان خود
ماراتون های
شعریاشان
را دویدهاند
و به سهم خود
شعر فارسی را
دوانده و پیش
بردهاند.
برخی از این
شاعران
پنجره های
شعرشان را رو
به امروز باز
کردهاند و
برخی هم هنوز
به زبان و
بیان و نگاه
پیشین خود
وفادار
ماندهاند.
گفتن ندارد
که شعر برونمرزی
را، بطور کلی
جوان ها و
جوانتر ها
نمایندگی می
کنند. جوان ها
هستند که گام
های بزرگ را
بر می دارند؛
روش های
بیانی نویی
را می
آزمایند؛
تابوهای
فرهنگی و
دینی را با
جسارت زیر
نور کلمه می
گیرند؛ و
مرزهای زبان
و فرهنگ را
گسترش می
دهند.
*
گسترش
اینترنت،
آسانگیری
گردانندگان
سایت ها در
چاپ آثار
رسیده و روی
هم رفته
آسانی چاپ در
وبلاگها و
غیره سبب چاپ
شبهشعرهای
زیادی شده
است. شبهشعر،
به یک معنی،
تکرار سست و
بدِ شعرهای
دیگر است؛
نوشتهایست
که چیزی به
آدم نمی دهد.
در این میان
برخی هم که
براستی
شاعراند و
افسون
اینترنت شدهاند؛
در چاپ
آثارشان
شتاب می کنند.
از این روست
که اینجا و
آنجا آثار
پرداخت نشدهی
فراوانی
دیده می شود.
آنچه که
اینان چاپ می
کنند در واقع
پیششعر است.
انگار که
مسابقهی
چاپ شعر
گذاشتهاند.
شعری که
نتواند روی
پایش
بایستد، کجا
می تواند
برود؟ کدام
قله را می
تواند فتح
کند؟ چنین
شعری اگر هم
گنجی در دستاش
باشد رندان
از چنگاش
بدر می آورند.
یک شعر
بسامان خیلی
بیشتر از
هزار شعر
نابسامان
سفر می کند؛
می دود؛
زندگی می کند.
(کم گوی و
گزیده گوی...).
به هنگام
گزینش شعر
برای این جنگ
خیلی به این
گونه شعرهای
پرداخت نشده
برخورد کردم
و افسوس
خوردم. حالا
که سخن به
اینجا رسید
خوب است که
این نکته هم
گفته شود که
کسانیکه کار
سست و پرداختنشده
عرضه می کنند
خدمتی
خرسانه به
خود می کنند؛
چرا که شما
اگر چند اثر
نابسامان از
کسی بخوانید
دیگر به سراغ
آثارش نمی
روید.
*
چند سال پیش
قرار بود با
دوستی نشریهای
الکترونیک
درآریم که
جُنگی هم
داشته باشد.
کار گزینش
شعرها با من
بود. آن پروژه
سامان نگرفت.
بخشی از
شعرهای آن
جنگ را که با
سلیقهی
کنونی من
سازگارتر
است در جنگ
کنونی آوردهام.
*
به آثار
شاعرانی که
سایت شخصی
دارند لینک
دادهام. و در
دیگر موارد
منبع شعر را
آوردهام.
لینک دادن
کاستیاش
این است که
اگر سایت
شاعر برچیده
شود، یا
ایرادی پیدا
کند اثرش هم
دیگر دیده
نخواهد شد.
*
هرچند
کار تدوین
این جنگ صرفا
جنبهی
فرهنگی
دارد؛ غیر
انتفاعی است.
با این حال
درست می بود
که ازشاعران
برای آوردن
شعرشان در
این جنگ
اجازه گرفته
می شد که این
کار به سبب
پراکندگی
شاعران و
گرفتاری
هایی که همهمان
داریم شدنی
نبوده و نیست.
اگر شاعری
به هر دلیلی
مایل نیست که
اثرش در این
جُنگ باشد
خواستاش
فوری و با
فروتنی
برآورده
خواهد شد.
|